ابو القاسم راز شيرازى

152

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

طرق مختلفه ، عرض صدق عهد و بيعت خود را در خلافت امير المؤمنين ص نمودند ، و ندانستند آنكه حقّ تعالى از ضماير و خدعهء ايشان با حضرت رسول و امير المؤمنين عليهما السّلام مطّلع است ، بلكه با خود خدعه كرده‌اند ؛ زيرا كه ضرر نمىرساند اين مرض خدعه مگر ايشان را ، و حقّ تعالى غنىّ است از ايشان و از نصرت ايشان ، و اگر مهلت نمىداد ايشان را بر فجور و طغيان خود ، قدرت نداشتند ، و شعور به عجز و ضعف خود ندارند ، و از امراض قلوب خود كه حقد « 15 » و حسد و عداوت على ص است غافلند كه مؤدّى است به عذاب اليم ، كه : فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ « 16 » ، و از سلامت قلب از امراض كه موجب رحمت پروردگار است دور و محرومند ، كه : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ « 17 » . و لهذا حضرت امام ص مىفرمايد : منافق ، راضى شده است به دورى از رحمت پروردگار ؛ زيرا كه اعمالش ، به ظاهر ، شبيه است به شريعت ، و به قلب ، لاعب « 18 » و لاهى « 19 » و ستمكار است به حقّ شريعت ، و مستهزى « 20 » است صاحب شريعت را . و سبب نفاق ، آن است كه : اگر - نعوذ باللّه - حبّ شهوات نفسانيّه در شخص غالب باشد ، مورث مىشود حبّ دنيا را كه مورث است حبّ

--> ( 15 ) - كينه ( 16 ) - در دلهاى ايشان ، بيمارى ( نفاق ) است ، پس خدا بر بيمارى ايشان بيفزايد ، و ايشان را براى تكذيبى كه مىكردند شكنجه‌اى دردناك است : سورهء 2 آيهء 10 ( 17 ) - به منهج اوّل ، صفحات 7 ، 152 و 464 رجوع شود . ( 18 ) - بازىكننده ؛ يعنى كسى كه امر خدا را به بازى گيرد ، و كوچك و بىاهمّيّت شمارد . ( 19 ) - بيهوده‌كار : كسى كه قوانين الهى را بيهوده پندارد . ( 20 ) - استهزاءكننده ، مسخره‌كننده